تبليغاتX
خط صفر

88/05/18

خودی و غیرخودی؛ بیگانه ستیزی

... جنگ ها و نزاع های خونین بین این تقسیم های خودی و غیرخودی در طول تاریخ برگه هایی از توحش و خونخواری های بشریت علیه یکدیگر است. انسانی که انسان قبیله و نژاد خویش و انسان هم عقیده و هم مذهب خویش را چنان دوست و خودی می دانسته که جان خویش را سپر او می ساخته است، در گرفتن جان دیگری از هیچ خشونت و پلیدی ابا نمی دارد.

... آیا ضد در این میان یافت می شود و تقابل با ضدها صورت می گیرد یا اینکه هر تعامل و برخوردی در محیط چه در پی جدال و حذف باشد و چه در پی حمایت و هم نشینی و دوستی، مقابله و ایستی و تغییر آفرینی است. یعنی چرایی و چگونگی هستی و آیایی بودن و هستن و شدن برای وجود و عدم در این میان به وضع آرام و با ثبات و خواست مطلوب نسبت خودی می دهد و هر بر هم زننده وضع موجود و نگهدارنده حرکت را غیر خودی می گوید. که این یک فرض و قرداد است و می تواند صورت واقعیت داشته باشد و یا نداشته باشد. اما اگر فرض خودی و غیر خودی را مسلم بدانیم و بر حسب آن به جمع آوری و داوری بپردازیم، نخستین سوال فارغ از نگرش به عالم و هستی و وجود و لزوم نهادها و برنهادها و شاید فرانهادها این خواهد بود که آیا غیر خودی ضد خودی است وگرنه سوال اساسی همان خواهد بود که آیا خودی و غیرخودی داریم؟

... خودی در دنیای امروز "نوع بشر" و حتی فراتر از آن تمام حیوانات و حتی موجودات و طبیعت است. نگرشی که در دفاع از خودی انجمن های دفاع از حیوانات و دفاع از محیط زیست را به وجود می آورد و در حوزه انسانی در منشور حقوق بشر فارغ از رنگ و مذهب و نژاد و جنسیت و طبقه، انسان را یک خود نهایی و قابل دفاع می داند.

... که با مورد تردید قرار گرفتن هر یک از نمادها و مولفه ها در دراز مدت یا کوتاه مدت در مجموعه خودی جدال و گسست و جدایی رخ می دهد و یک خودی دچار چندپارگی و خارجی شدن نسبت به هم و بیگانگی و سرانجام ییگانه و خارجی ستیزی می شود که هر یک می تواند به صورتی تقابل و ستیز را به نمایش درآورد

... به عبارتی براندازی توسط حاکمان مدیریت و نام اصلاحات می یابد و یا اینکه مردم خواست خود را به حاکمان تحمیل کرده و خود ارزش های جدید را معرفی و مستقر می نمایند. بنابراین در تصور هرمی از جامعه براندازی از پائین بوده و نام انقلاب می گیرد. ... بنابراین هرگونه تعارض و تفاوت با خواست های عمومی با تشکیل دو اندیشه خودی و غیرخودی و گسست بین آن ها منجر به تلقی عمومی بیگانگی، به جدال و ضدیتی معطوف به تغییر منتهی می شود. تغییری که گوهر براندازی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خط صفر در 8:14 |  لینک ثابت   • 

88/05/07

تغییر وضع موجود یا براندازی نرم

... در امروز ایران وقایع متعدد به سوی پنداره ی وجود حاکمیت دیکتاتور نهاد و استبداد منش راهنما است و همین تلقی از وضع موجود در کنار در هم تنیدگی دنیای امروز انتظاراتی را موجب می شود.

... ساده تر از این جمله های پذیرفتنی چه که اگر مردمی حکومتی را نخواهند، حاکمان باید تمکین کنند و اگر رهبر و سلطانی را مردم نخواهند باید برود. و مگر فراتر از این خواست تغییر وضع موجود و مسالمت آمیزی و امنیت طلبی و آرامش و رفاه خواهی خواهد بود که مردمی بیایند و به شجاعت تمام خواست های خودشان را بگویند. بدون واسطه و صادقانه با حاکمانشان سخن بگویند و از آن ها بخواهند که اراده خویش را به حق انتخاب و آزادی بازگردانند و به این اصول احترام گذارند و به سرای قدرت و منافع نرانند.

... چگونه پاره ای مطالعات و اندکی دست نوشته ها و چند جمله ای از گفته های خوش و بشانه جمع های دوستانه و انگیزه کاوی ها و غرض سنجی های چندین مقاله و مطلب، خود یک داستان مفصل از فعالیت های براندازانه چندین ساله می شود. ...یک فعالیت عمومی باید برای همگان (جامعه مخاطب) به معنای اعتراض باشد و در حین و در پی عمل اعتراضی اینچنین معرفی شود.

... در واقع انقلاب مخملی یا براندازی نرم فراتر از خواست عمومی تغییر وضع موجود با حضور آگاهانه مردم نیست. چیزی بیشتر از یک اعتراض هدفمند عمومی نیست. ... دو نکته را برای ادامه این مسیر در کنار همه اصول لازم می دانم. یکی ضرورت تابوشکنی و دیگر توجه به رفتارها و اقدامات جدید.

... برگزاری نشست سراسری و انتخابات برای دفتر تحکیم وحدت یک ضرورت و یک نیاز مبرم است. حال فضای کنونی امنیتی در ایران برگزاری چنین نشستی را بسیار سخت می کند. پس باید یا کلیه فعالیت ها را متوقف کرد و یا با اجرای روال همیشگی به استقبال خطرات بسیاری رفت و یا دنبال راهی دیگر بود. راهی که در آن شرایط نشست های قبلی اعم از سخنرانی، بحث و گفتگو میان اعضای شورای عمومی، ارائه گزارش اعضای شورای مرکزی، ارائه طرح ها، رای گیری ها و تهیه مصوبات و انتخابات شورای مرکزی تقریباً رعایت شود. در این شرایط برگزاری نشست مجازی...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خط صفر در 20:42 |  لینک ثابت   •